"مادر بزرگِ آسمانیـــــــ..."

 این جمله   که«از دامن زن مرد به معراج می رود» من رو به یاد بانوی مبارکه ،حضرت خدیجه(س) می اندازه.همیشه نام خدیجه برام شکوه خاصی داشت.چطور یک زن بین اعراب جاهل به پیامبر ایمان میاره ومیان زن هایی که ازبیش تر مزایای زندگی شون محروم بودند، اولین زن اسلام آورده میشه.مادرِ دختری که بانوی دوعالم میشه .تمام ثروتش رو خرج اسلام میکنه و مطمئنا"هیچ یک از همسران پیامبر هم شان خدیجه نیست.او هم شان فاطمه(س)،آسیه(س) ومریم(س) است.

 عایشه، روزی گفت: «چرا این همه از خدیجه می‏گویی در حالی که او پیرزنی بیش نبود؟!» و پیامبر (ص) فرمود: «خاموش عایشه! دیگر هیچ‏گاه درباره آن بانوی بزرگ چنین روا مدار که در زمانی که همه مرا تکذیب کردند، خدیجه مرا تصدیق کرد و در آن هنگام که هیچ کس به رسالتم ایمان نمی‏آورد، خدیجه نخستین زن مؤمن اسلام شد و تمام ثروتش را در کف آئینم نهاد.»

دوران بچگی، وقتی بزرگترها از ایشون برام می گفتن همیشه  خدیجه (س)رو مادر بزرگی مهربون می دیدم  از جنس ابرهای سبک و آبی آسمون...مادر بزرگِ مادر بزرگ من و بقیه.

 

اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمَّ الْمُؤْمِنِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا زَوْجَةَ سَیّـِدِ الْمُرْسَلِینِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمَّ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ سَیِّدَةِ نِساءِ الْعالَمِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا أَوَّلَ الْمُؤْمِناتِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا مَنْ أَنْفَقَتْ مالَها فِی نُصْرَةِ سَیِّدِ الاَْنْبِیاءِ، وَ نَصَرَتْهُ مَااسْتَطاعَتْ وَدافَعَتْ عَنْهُ الاَْعْداءَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا مَنْ سَلَّمَ عَلَیْها جَبْرَئِیلُ، وَ بلَّغَهَا السَّلامَ مِنَ اللهِ الْجَلِیلِ، فَهَنِیئاً لَکِ بِما أَوْلاکِ اللهُ مِنْ فَضْل، وَالسَّلامُ عَلَیْکِ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ .

سلام بر تو اى مادر مؤمنان، سلام بر تو اى همسر سرور فرستادگان، سلام بر تو اى مادر فاطمه زهرا سرور بانوان دو جهان، سلام بر تو اى نخست بانوى مؤمن، سلام بر تو اى آن که دارائیش را در راه پیروزى اسلام و یارى سرور انبیا هزینه کرد و دشمنان را از او دور ساخت، سلام بر تو اى آن که بر او جبرئیل درود فرستاد، و سلام خداى بزرگ را به او ابلاغ کرد، این فضل الهى گوارایت باد و سلام و رحمت و برکاتش بر تو باد .

 

امروز رو به یاد مادر بزرگ آسمونی روزه دار باشیم...

 

/ 11 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دختر چادریها

سلام دوست خوبم خیلی قشنگ نوشته بودی اسم وبت جالبه چرا چوب کبریت؟ بازم بیا وبدختر چادریها یا علی

ati asayesh

salaaaaaaaaaaaaaaaaaaaam che bahal shode inja...apim

هادی جلالی اصل

سلام . چه وبلاگ صمیمی و قشنگی دارید . حرفاتون هم دلنشینه . وفات حضرت خدیجه رو خدمتتون تسلیت عرض میکنم . امیدوارم موفق باشید

ماتاتا

از صادقانه نوشتنت خوشم میاد... خیلی... این حرفا خیلی با چیزایی که تو کتاب دینی راهنمایی نوشته شده فرق داره ...

دختری که هیچ وقت بزرگ نشد

همیشه اسم حضرت خدیجه واسم یادآور یه شیر زن بوده ،یه کسی که خیلی صبور و حامی بوده....مرسی از نوشتت[لبخند]

نیما

جالب حرف زدید ... قبول باشه...[گل]

معظم

عاشق شده بود؛ اما عاقلانه! عاقلانه صدایت می کرد؛ اما عاشقانه! اصلاً بانو، تلفیق صریحی از عشق و عقل بود. داری آن روزها را مرور می کنی که به بهانه تجارت، تو را به یاری خواست. حال آنکه کشیش خوب می دانست، خدیجه راز تو را فهمیده و مژده رسالتت را از انجیل دریافته است. خوب می دانست بانوی مؤمن، عاشق تو شده است!