"ضــ یــ ا فـــ تــ"

امشب رفتم مهمونی.از همون مدل مهمونی های دوره ای.یکشنبه ها.زیاد شرکت نمی کنم.به اصرار مادر که صاحب خونه ناراحت می شه،حالا که دیگه کنکور نداری، زشته و یه سری مسائل سیاسی رفتم.از اون سری مهمونی هاس که ماست تو دهن آدم می بنده(بسته می شه؟درست می شه؟...همین امشب اینو یاد گرفتم).به جز زمان بیماری در این مواقع هم  خیلی کم حرف می شم.هر از گاهی که خانوم ها دست از حرف می کشن رو می کنند به مادرم که:وا...چه قدر دخترتون ساکته!...و چهره ی مادر اون موقع دیدنی تر از همیشه است...

از در که وارد شدم یکی از خانوم های مجلس که خودم خیلی دوسش دارم گفت: من همش به فکرت بودم...خواستم زنگ بزنم و نتیجه ی کنکورت رو بگیرم...پسر ما که افتضاح داد و...

منم لبخندی زدم.شاخ شمشادشون رو ندیدم  تا به حال   ولی ذکر خیرش همیشه هست.یکی دیگه از خانوم ها که دکتر شدن تو خونوادشون ارثیه، وقتی درمورد علاقه ام به داروسازی شنید کلی نصیحتم کرد که رشته ی علوم پایه بخونم و خودم رو اذیت نکنم وزندگی رو سخت نگیرم و...

دلم فقط دسر های بعد غذا رو می خواست.ترجیح می دادم به جای چند نوع غذا،انواع دسر بیشتر می شد.همیشه همین طوره.برای غذا اشتیاق زیادی ندارم.شاید اصلا ندارم.همون خانومی که دوستش داشتم رژیم گرفته بود و کم می خورد و کلی از طرف دیگران تشویق شد.

 

 

درست زمانی که دیگران در بحبوحه ی انتخاب رشته و رفتن پیش مشاورین مختلف هستن،بنده"شما که غریبه نیستید" هوشنگ مرادی کرمانی یا همون هوشوی ننه بابا رو می خونم و لذت می برم مخصوصا"از نون کُت کتو...و تصمیم هم ندارم امسال داشنجو بشم.

 

زیر دیپلم 1:

 

زیر دیپلم2:کی میاد بازی؟

 

زیر دیپلم3:  من هوس هندوستان کردم...ولی گوزنم 

 

زیر دیپلم 4:هنوز هم تابســـــــــــــــــــــــــــــتونه، فصلِ شادی و خنده

 

زیر دیپلم5:خوابمان می آید...یعنی به نفعمان است که خوابمان بیاید و لامپ این اتاق خاموش شود و...

 

/ 24 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان خاتون

حالا که کنکورت رو به سلامتی دادی زیاد بخوربخور نکنی قد تنه ی درخت بشی !! [زبان]

مهدي

با مطلب نه مساوات... نه عدالت... بروزم.

يك سبد زندگي

خوش به حالت که به غذا اشتیاق نداری من که تا یادمه همیشه رژیم بوده ام و گرسنه[ناراحت] فکر کنم آخرش هم از گرسنگی بمیرم[خنده]

شوکا

منم که یه چوب کبریت بیشتر ندارم!!!اومدم بهش سر بزنم دیدم اوخی قالبش چه مامانی شده:منم مثه این دختره پاییز رو خیلی دوست دارم!

حاج احمد

سلام خوشحالم که در نهایت داوطلب مورد نظر یافت شد[شوخی]بی خیال منم عین خودتم یعنی حوصله مشاور و این کارا رو ندارم [نگران]بی خیال بابا تابستون عشق[چشمک]راستی منظورت از خانم که دوسش داری فهمیدم بیچاره پسرش بازم خراب کرد.....؟[خنده]

شوکا

راستی خواهر دیگه کار از پیری گذشته دارم دندونای صد سال دوم زندگیمو درمیارم!

ریحانه

سلام هر چند اینور هیچ خبری نیست ولی زودتر بیا فقط یاد میگیری غم بیشتری رو ببینی[ناراحت]

حدیثه

سلام.مرسی واسه لینک.منم لینکیدمت

پیمان

آخ که چه دل خجسته ای داری دختر [زبان]

معظم

سلام بر چوب کبریت عزیز ممنون از حضور پر رنگت ..... (ببخشید رنگش یادم نیست) عزیز برادر حداقل عیبی - ایرادی برای رفع نقصان از پست جدید میگرفتی نظر کارشناسی حضرتعالی کار گشاس... حق یار و نگهدارت ....طاعات قبول ..... التماس دعا ....